جهان بر ابروی عید از هلال وسمه کشید
هلال عید در ابروی یار باید دید
شکسته گشت چو پشت هلال قامت من
کمان ابروی یارم چو وسمه بازکشید
مگر نسیم خطت صبح در چمن بگذشت
که گل به بوی تو بر تن چو صبح جامه درید
نبود چنگ و رباب و نبید و عود که بود
گل وجود من آغشته گلاب و نبید
بیا که با تو بگویم غم ملالت دل
چرا که بی تو ندارم مجال گفت و شنید
بهای وصل تو گر جان بود خریدارم
که جنس خوب مبصر به هر چه دید خرید
چو ماه روی تو در شام زلف میدیدم
شبم به روی تو روشن چو روز میگردید
به لب رسید مرا جان و برنیامد کام
به سر رسید امید و طلب به سر نرسید
ز شوق روی تو حافظ نوشت حرفی چند
بخوان ز نظمش و در گوش کن چو مروارید
هنوز با همه دردم امید درمانست
که آخری بود آخر شبان یلدا را
امروز شروع کردم سمینار حرمت نفس هلاکویی عزیز رو گوش دادم
عااالیه
ب وجد اومدم از این حرفاش
نت برداریام ک کامل بشه حتما پستش میکنم
+سمینارش۵ساعته است
اون روزی ک بتونم از تماااام گروه های مدرسه و همکاران و دانشگاه توی واتساپ لفت بدم
اون روز عید منه
چند روز پیش دیدم یکی توی اینستا ب اسم "کیان" ریکوئست داده
بعد هرچی فکر کردم دیدم کیان ندارم دور و برم
اولش گفتم ولش کن
اینم یکی مث بقیه س ک از پیجای مشترک منو پیدا کرده و درخواست داده
بعد روی عکسش دقت کردم
دیدم عه چقد آشناس چشم و ابروش
فهمیدم دخترخالمه
نرگس:|
همون دهه هشتادی ک میگه میخوام پسر باشم
از نرگس تبدیل شده به کیان:|
اوصیکم:
اپیزود"چطور شکست بخوریم؟"
از پادکست جافکری
:)
هی میگم چرا من خوابم نمیبره امشب؟
تاریخو نگاه کردم
میبینم شب چهارده س
واقعا فرهنگ گُهی داریم
ذهن های کثیفی داریم
و فکر میکنیم ما پیامبریم و بقیه نجسن!
طرف با زنش دعواش شده
زده کبودش کرده و کتک کاری و ازاین حرفا
بعدم ب خانمش گفته حق نداری با خانمای مطلقه بگردی!!!
(منظورش ب من بوده)
اونا روت تاثیر میزارن!
حالا بماند ک خانمش رفته بوده پارتی و با یه پسری دوست شده
کلی باهاش حرف زدم تا با پسره کات کرده
با پسرم حرف زدم ک ولش کرده
حالا من این وسط شدم آدم بده!
خو بدبخت!
من شدم مطلقه ای ک نباید باهاش گشت؟؟
من اگه نبودم ک خانمت هنوز با اون پسره عشقولانه بازی میکرد
من خودم تنهام.دوس پسرم ندارم
ولی تو ک زن داری خودتم با منشیت رفیق شدی
ازاین طرف خانمت دوس پسر داشته
خود خانمه میگه اگه تو نبودی منو ب هوش بیاری دوس پسرمو ول نمیکردم
من ک مطلقه ام ولی اصولمو رعایت کردم بخاطر برچسب گوه مطلقه باید تقاص پس بدم
اما اینا ک متاهل اند و هرکدوم بایکی هستن چون برچسبی روشون نخورده و کسی از گندکاریاشون خبر نداره آدمای مثلا شریفی هستن!
+خانمش مدتها قبل از آشنایی با من توی فکر جدایی بوده، و الانم ک بهش میگه بیا جداشیم فکر میکنه من پرش کردم!
۷ساله صبح میره شب میاد، زنشو ول کرده بعدم توقع داره مث آدم باهاش رفتار کنه
یه مشت روانی ک توی منجلاب دست و پا میزنن
امروز موعد کشیدن بخیه هام بود
بلند شدم رفتم درمونگاه تا بکشم
بماند ک اولش قبول نمیکردن بخیه ها رو بکشم و میگفتن باید نامه از همون پزشکی ک بخیه زده داشته باشی ک امروز باید بکشی و اینا
دیگه کلی چونه زدم و گفتم بامسئولیت خودم بکشید
و پرستاری ک بخیه زده خودش گفته بعد۱۴روز بکش و ازاین حرفا
تااینکه قبول کردن بکشن
بعد ک پانسمان رو باز کردن
گفتن عه!بخیه هات که نگرفته!
برو چندروز دیگه بیا بکشم
گفتم چرا نگرفته؟
گفتن بخاطر پماد تتراسایکلین ک زدی
متاسفانه اطلاعات علمی پرستاری ک واست بخیه زده اشتباه بوده
و نباید میگفته پماد تترا بزن
گفتم اشکال نداره بکشید دیگه:/
زخمم کاملا باز:|
خلاصه درد ۸تا بخیه رو تحمل کردم کزود خوب بشم
آخرشم نگرفته
...
فرزندم!
امیدوارم هیچ وقت این توصیه ب دردت نخوره
ولی احیانا اگه بخیه زدن واست تتراسایکلین نزن
فقط آنتی بیوتیک مصرف کن
در خونه رو باز کردم
در بهشت کوچک رو
و با صدای بلند گفتم:
سلاااام تنهایی قشنگ من
:)
این چندسال اخیرهروقت یکی خواسته ازم تعریف کنه
یا منو ب یکی معرفی کنه
اینجوری شروع کرده:
دختر خودساخته یا دختر قوی یا دختر مستقلی هسش
خیلی حس خوبیه اینکه تو رو با ویژگی های اکتسابی یاد کنن
تا ویژگی های انتسابی مث خوشگلی و اینا
خوشحالم ک اینجوری ب نظر میام
...
احساس میکنم مخم میخواد منفجر بشه
پر از صداست
پر از آدم
پر از اتفاق
پر از کار
پر از پر
همه چیز توی مخم هست الا خودم!
یادم اومد ک هنزفری مو با خودم آوردم
الان تنها چیزی ک میتونه حالمو خوب کنه و از غربتم بکاهه
شنیدن صدای شجریان عزیزه
و همزمان حل کردن سودوکو
اینجوری ب حاشیه ی امنم نزدیک میشم
و از این جو مزخرف آرایشگاه کَنده
چرا من توی پست قبل نتونسم بگم از کی خوشم نمیاد؟
چرا اسمشو نوشتم و پاک کردم؟
ینی کدوماتون ممکنه ببینیدش و بهش بگید؟
درهرصورت حس امنیت نکردم ک اسمشو پاک کردم!
ازش خوشمنمیاد...
+حس خوبی بهش ندارم..امیدوارم حسم اصلاح بشه! اشتباه باشه...
...
همه شمحس نیست
رفتاراش...
حرفاش...
همیشه از محیط آرایشگاهای زنونه بدم میومده
احساس غربت میکنم توش
الانم یه گوشه نشستم، سرم توی گوشیمه
واقعا حوصله این همه ادا اطوارشونو ندارم
منی ک خیلی اجتماعی و اهل بگو بخندم
وقتی میام آرایشگاه زنونه میشم درونگراترین آدم
ساکت ساکت ساکت
هیچ جذابیتی واسم نداره.هیییییچ!
+دلم ب شدت هوای خونه و تراس و مبل و تخت و گلامو کرده..حاشیه ی امنم رو میخوام
من همون معلمی ام ک تمام ضمن خدمتا رو ثبت نام میکنم
ولی هیچ کدوم آزمونا رو نمیدم
فقط کلاس پر میکنم:|
شوهر خواهرم میگه مرسی واست جبران میکنم
میگم چیکار میخوای بکنی واسم؟
میگه شوهر ککردی اینقد میزنمش تا گوش بده ب حرفت
دی
...
محبوبم!
نیا! اینا میخوان بزننت
کارت های دعوت عروسی رو من نوشتم
حس خوبیه:)
خواهر کوچیکت داره عروس میشه
جدیدا خیلی بابایی شدم!
بابامم خیلی بیشتر آرامی شده
زنگ میزنه بهم درد دل میکنه
و حرفایی ک ب هیشکی نمیگه بهم میگه
مامانِ بابامم این روزا
حس خوبیه:)