دوروزه که اومدم خونه و همش دارم سرفه میکنم
سرفه هام موقع خواب بیشتر میشه و گاهی از خواب مجبورم بلند بشم
امروز خیلی سختم بود با مراجع حرف بزنم
همش سرفه...
با هر سرفهای که میکنم به روح پرفتوح شوهرخواهرم فحش میدم
کاشون که بودیم
از اونجایی که ایشون اعتیاد به سیگار داره
و برای اینکه بابام متوجه نشه که سیگار میکشه(چون بابام روی دود حسااااسه)
هروقت از خونه میزدیم بیرون سیگار پشت سیگار دود میکرد
و چون من صندلی عقب بودم و شیشه رو که میداد پایین همه دودش میومد توی حلق من
که حساسم هستم
کافه هم میرفتیم همش ما رو با دود سیگار خفه میکرد
هرچیم بهش تذکر میدادی فایده نداشت
چون توی این زمینه واقعا بیشعور و خودخواهه
بعد این همه آلودگی هوای اصفهان دوروزم که هوا تمیز بود و میخواستیم نفس بکشیم گند زده شد بهش
...
خیلی گشنمه
و به شدت هوس قیمه کردم
اونم نه هر قیمهای
قیمههای خودم:)
...
شب بخیر دنیا و آدماش:)
توی جاده
از کاشان به اصفهان
با بارون دلبری که میباره
و آهنگ «بوسیدمش» از شاهین نجفی
...
میشه گفت، حالم خوبه:)
صدای مرا از کاشان میشنوید
خواهرمم اومده:)
بشدت دلتنگش بودم، چون از فروردین همو ندیده بودیم
تایم مون بهم نمیخورد
هروقت من میومدم اون نبود و برعکس
...
خوابم میاد
شب بخیر دنیا و آدماش
دیروز عصر از خونه زدم بیرون
و الان اومدم خونه
...
دلم برای خونم تنگ شده بود
...
سین موهام رو مدل تیغ ماهی بافته
اینقدر دوسش دارم حیفم میاد بافتم رو باز کنم
...
به شدت خسته و منگ و جنازهام
...
شب بخیر دنیا و آدماش:)
یادم نمیاد آخرین بار کی رفتم دوچرخه
شاید بیشتر از دوماه...
امروز دیگه نتونستم نرم
دوچرخه رو برداشتم رفتم جاده سلامت
...
یه چیزیم هست
که نمیدونم چمه
اما حس میکنم یه چیزی سرجاش نیست
...
شب بخیر دنیا و آدماش:)
حالم خیلی بده
تهوع شدید و سردرد شدیدتر
از طرفی پمپ آب خرابه و اومدن درستش کنند
نمیدونم کارشون کی تموم میشه
ولی خیلییی اذیتم
اینقدر خستهام که مسواکم نزدم
...
آفرین به خودم بابت EQ ای که دارم!
یه بار دیروز
یه بارم امروز
به شدت هیجانی شدم
و خشم رو تجربه کردم
اما خودمو کنترل کردم و بالغانه واکنش نشون دادم
...
گندم اصرار داشت که رابطم با مریم رو درست کنم
بهش گفتم به هیچ وجه نمیخوام
اون آدم امن من نیست
من مهربونم اما احمق نیستم
و برنمیگردم
...
شب بخیر دنیا و آدماش:)
امروز دروغگوترین و شیادترین مراجعم رو داشتم
دوساعت تمام دروغ میگفت و من هیچی نگفتم
فکر میکرد باورش کردم
...
جلسه اول دوم درمان معمولا هدف اصلی، ایجاد اتحاد درمانی هست
پس اگر متوجه دروغ مراجع شدی نباید به روی خودت بیاری
تا حس خشم یا ترس یا شرم پیدا نکنه و بازم بیاد پیشت
تا به موقعش به روش بیاری...
...
خیلییییی خستم
شب بخیر دنیا و آدماش:)
یه عکس با اسب دارم که خیلی دوسش دارم
توی این عکس که به صورت نیمرخ گرفته شده، چونهام رو گذاشتم روی صورت اسب و با دوتا دستام صورت اسب رو قاب گرفتم بین دستام
عکس اینستام قدیمی شده بود
امروز اینو گذاشتم
همش دارم ب این فکر میکنم کی اولین نفر به این عکسم گیر میده؟
بابام یا حراست اداره؟دی
آخه موهام حجاب نداره
البته یه مقداریش پیداست اما خب:)
این فراز قورچیان چی میگه؟
هه، شفای زخم...
با خالی کردن جیب مردم میخواد زخماشون رو شفا بده
با چهارتا بازیگر هم رفته عکس گرفته برای تبلیغ کارش
آخه بازیگر جماعت روانشناسی زرد و غیرزرد رو تشخیص میده که بهش استناد میکنید؟
وقتی هورومونام بهم میریزه:
دیشب داشتم گریه میکردم
چون دیدم توی لایو جانبی(یکی از سایتهای معروف که توی بلک فرایدی آفهای خوبی میزاره) مردم توی کامنتای لایو داشتن به مجری لایو فحش میدادن و به جون هم افتاده بودن
داشتم اشک میریختم و میگفتم چراااا دارن به این پسره فحش میدن؟ دروغگو نیییییست..گنااااه داره
چرا برای دوتا کد تخفیف ما آدما افتادیم به جون هم و داریم همو تیکه پاره میکنیم؟ماها که همه چیز داریم به اندازه کافی
و اشک پشت اشک
...
خلاصه پسره اگه بفهمه من داشتم گریه میکردم براش که ملت دارن بهش فحش میدن، یکی از اون پنجاه تا هواپزش رو که با نود درصد آف زده بود میداد بهم:دی
چقدر دلم هوای رکابزدن کرده
حیف که هوا آلوده است و نمیشه برم جاده سلامت
...
شب بخیر دنیا و آدماش:)
بری زیر دوش
یهو آب سرد بشه
سرماخورده باشی
و پریودم باشی
مجبورم بشی تا آخرش با آب سرد دوش بگیری
دیگه چی از این بهتر؟!؟ :/
...
از دیشب تاحالا خوشحال بودم که درد این ماهم خیلی کمتره و قابل تحمله که دوش آب سرد صدامو شنید و زد تو ذوقم
...
اعصاب ندارم
حوصله ندارم
امروز از صدکیلومتری من رد نشید
خدایم!
امشب رو بهم رحم کن
دردام زیاد نباشه که بتونم بخوابم
صبح باید پاشم برم آزمون بدم
...
شب بخیر دنیا و آدماش:)
ز گفت بیا با سین بریم مزون میم
گفتم میام ولی پول ندارم و خرید نمیکنم
صرفا جهت همراهی میام
...
کمتر از همهشون پول داشتم
بیشتر از همه شون خرید کردم:)
...
آخه همهشونو هم نیاز داشتم
یه پالتوی شیک
یه بافت کلاهدار بلند با جنس عالی که میتونم با بوت ساق بلند و لِگ ست کنم و بیرون بپوشم
و یه شومیز بدون آستین با رنگ آبی آسمونی
و یه رژ نود :)
...
الان حسابم خالی خالیه:)
منتظرم ببینم چی میشه؟
خدا از کجا پولام رو بهم میرسونه؟:)
...
شب بخیر دنیا و آدماش:)
از سیاست بدم میاد
از سیاستی که خودشو نخود هر آشی کرده
قاتی مذهب شده، گند زده بهش
قاتی آموزش و پرورش شده گنننند زده بهش
قاتی اقتصاد شده گننننننننننند زده بهش
قاتی همه چیز...
هیچجا هیچ فایدهای نداشته...
من حال ندارم بیشتر از این بیدار بمونم
شب بخیر دنیا و آدماش:)
روی مبل زیر پتو چسبیدم به گوشی
لب برچیده طور...
و دلم نمیخواد هیچ کاری کنم
هم خوابم میاد
هم خیلی زوده الان بخوابم
هم حوصله هیشکی رو ندارم
هم دلم بغل میخواد
هم کرم مرطوبکننده دستم تموم شده و نرفتم بخرم
هم درخونه رو قفل نکردم و حالشو ندارم برم بقفلم
هم دلم میخواد غر بزنم
هم این چه وضعشه که هوا اینقدر آلودهاس که نمیشه رفت بیرون؟
هم دلم یه عالمه پول میخواد
هم چرا طلبام رو نمیدن؟
+ تو هم یه چندتا«هم» بگو...
سالهای قبل که ما دانشآموز بودیم مشاور مدرسه بودن خیلی راحت تر از الان بود
درسمون رو خودمون میخوندیم بدون مشاور و برنامه ریزی تحصیلی و این سوسول بازیا
تابآوریمون بالا بود و تا تقی به توقی میخورد مثل بچههای الان نمیخواستیم یه بلایی سر خودمون بیاریم
نه غربالگری بود
نه مصاحبه تشخیصی
نه هدایت تحصیلی
واقعا مشاورمون بیکار بود همش
اما الان اوضاع خیلی فرق کرده
من دائم دارم کیس خودکشی، ابیوز، فرار، اضطراب شدید و افسردگی و سایر اختلالات روانی رو توی مدرسه پیگیری میکنم...
اون زمانا که ما بودیم فوق فوقش یکی که توی کلاسمون با چندنفر پسر دوست بود میرفت پیش مشاوره و حرف میزد
بقیه اصلا نمیرفتن
میگفتن رازدار نیست و حرفا رو به مدیر میگه:)
...
امسال سه تا مدرسه سنگین و پرآسیب و پرجمعیت رو بهم دادن
به همراه مرکز مشاوره
ابلاغ که برام زدن انگار برا دشمن خونیشون ابلاغ زدن کثافطا:/