الان:
اومدم نشستم پای لبتاب و تلویزیونم روشن بود واسه خودش
حواسم ب سریال تلویزیون نبود
کنترلو برداشتم و خاموشش کردم
تا خاموشش کردم گفتم: آخیششششش!
چرا زودتر این کارو نکردم؟
چ خاموشی ب جایی!
ینی اینقد داشته اذیتم میکرده و حواسم نبوده؟
بعد با خودم فک کردم
گفتم ک وجود بعضی آدمام توی زندگی همینجوره
وقتی هست اذیت میشی اما شاید خیلی متوجه ش نباشی
بعد ک واسه همیشه باهاشون خدافظی میکنی و
دیگه صداشونو نمیشنوی
شعار دادنای مسخره شونو نمیشنوی
اولدورم بولدورم هاشونو نمیبینی
حتی حرفای قشنگ دروغ شونم ک نمیشنوی
وختی زندگیت از اونا خالی میشه
تاااازه میفهمی چ خوب ک رفتن
مرسی ک نیستی!