تقریبا چهار پنج سال پیش بود که ر.ن اومد بهم گفت: آرام، یه دوست مجازی دارم که حال روحیش خوب نیست و نیاز به یکی مثل تو داره تا باهاش حرف بزنی و حالش بهتر بشه
از اونجایی که ر.ن میگفت شخصیت جالبی داره و خیلی شبیه من و ر.ن هست بدون لحظه ای درنگ اوکی دادم که باهاش هم کلام بشم.
شب اول که شروع کردم توی تلگرام باهاش گپ زدن خیلی خوب بود
هردومون سر ذوق اومده بودیم و مکالمه مون شبیه مکالمه نیچه و برویر توی نیچه گریست شده بود
آخر گفتگومون بهم گفت:« که من بعد از ده سال امشب یک درجه حالم بهتر شده و ازت ممنونم..و یک درجه برای من زیاده!
و برای اینکه ازت قدردانی کنم میخوام آدرس خونت رو بدی تا یه هدیه کوچیک برات بفرستم»
منم اولش گفتم نه این حرفا چیه؟ من با حرف زدن با تو خودمم خیلی آموختم ولی اصرار کرد و منم آدرس بهشت کوچکم رو دادم
اون تهران بود و من اصفهان
روز بعد شد ..دم دمای ظهر بود که دیدم اسنپ فود اومده دم خونم و یه عالمه خوراکی خوشمزه با طعمای مختلف بخصوص شکلاتی که دوست دارم برام آورده
خیلی خوشحال شدم
این اولین بار بود ک یکی که مجازی بود برام هدیه میفرستاد
با عشق همه شونو استفاده کردم و ازش تشکر کردم
این مکالمه مون ادامه داشت تا اینکه یه خواستگار برام اومد
از اونجایی که روی خط قرمزای خودم حساسم که کسی پا نزاره در مورد طرف مقابلم خیلی رعایت میکنم، وقتی با خواستگارم خواستم رابطه رو شروع کنم ازش پرسیدم نظرت در مورد دوست مجازی جنس مخالف که اولش مراجعت بوده بعد این گفتگو ادامه دار شده چیه؟
گفت مخالفم باهاش حرف بزنی
منم با اون بنده خدا در مورد این مسئله صحبت کردم و خیلی خوب درکم کرد و باهاش خداحافظی کردم:)
گذشت و گذشت. تا اینکه چندماه پیش توی اینستاگرام یهو پیام داد :
آرام کجایی ؟ خره دلم برات تنگ شده؟
منم توی رابطه نبودم و جوابشو دادم
دوباره اومد تلگرام
و از اینکه این چندسال چه تغییراتی کردیم حرف زدیم
توی این چندسال اون خیلی پیشرفت کرده بود وتونسته بود افسردگی شو درمان کنه و داره کاراشو میکنه بره کانادا پیش برادرش و خانمش
خیلی خوشحال شدم که اینقدر رشد کرده
منم از زندگیم گفتم براش و کارایی که کردم
اما اینبار که اومد نتونستم مثل قبلنا خیلی باهاش چت کنم چون این مدت همش درگیر کار و کلاسم بودم
توی اینستا و تلگرام گاهی میومد در مورد یه سری چیزا باهم بحث میکردیم و توی سر و مغز هم میزدیم و میرفتیم و دوباره چند وقت بعد...
دیشب که رفته بودم آرایشگاه بهم پیام داد
که توی melodina برام اشتراک موسیقی بیکلام خریده و به عنوان کادوی تولدم پیش پیش بهم داد
خیلی سورپرایز شدم
میدونست عاشق موزیک بیکلام هستم و برای بار دوم از راه دور یکی که منو ندیده برام کادو فرستاد و کادوی این بارش بیشتر از دفعه قبل حتی بهم چسبید:)
همیشه گفتم اگه ایران نبودم حتما صمیمی ترین رفیقام پسرا بودن
یکیش شاید همین آقا بود
هیچ وقت سعی نکرد مثل بقیه پسرا رفتار کنه و نگاهش فراجنسیتی بود و خیلی بهم چیز یاد داد
خلاصه دنیای مجازی دنیای عجیبیه
تو هم ریشه ای هات رو پیدا میکنی ولی افسوس که دورن:)