امروز صبح تا ظهر مدرسه بودم
بعد از مدرسه رفتم خونه یکی از دانش آموزام
یه مشکل اورژانسی براش پیش اومده بود
و رفتم با خانواده اش حرف زدم
بلافاصله بعدشم رفتم کارگاه
تا ساعت۵ کلاس بودم
توی کلاس خیلی آروم بود
دکتر ف گفت چرا امروز اینقد خستهای؟ما همون آرام همیشگی رو میخوایم...
گفتم همش در حال بدو بدو هستم
بعد از کلاسم رفتم املاکی
و الان بهترین جای دنیام
توی تختم...
دیگه توان ندارم
شب بخیر دنیا و آدماش