صابخونه ام گفت برای تمدید قرارداد امسال اجاره رو میخواد چهاربرابر کنه!
گفتم نه کوتاه بیا
گفت: کار و کاسبیام نمیچرخه وتوی مضیقه ام
تو چهاربرابرشو نده، سه برابر پارسالت رو بده
گفتم اصلااا
نمی ارزه برام...
از اون روزی که گفت افتادم دنبال خونه
صبح ها مدرسه، عصرتا شب املاکی
شبم داخل خونه همش داخل دیوار داشتم دنبال خونه خوب میگشتم
روز دهم بود و کلی خونه رفته بودم دیده بودم
ولی خونه هاشون رو دوست نداشتم...و هیچ کدوم به دلمنبودن
خداروشکر مملکت ما هم ک صاحب نداره و قیمتا افتضاح رفته بالا
خلاصه یه خونه داخل دیوار دیدم
توی محلهی خوب... دوخواب..تمیز و بارهن کامل
بهش داخل دیوار مسیج دادم جواب نداد.منم ازاین مورد ناامید شدم
ظهر سه شنبه بود و تازه از املاکی و بازدید خونهها برمیگشتم خسته و کوفته و داغون
داغون که میگم ینی واقعا داغوناااا
((اینقدر توی این ده روز خیابونا و املاکیا رو بالا پایین کرده بودم که پاهام زخم شده بود
زخم پامو ک میدیم دلم میخواست خودمو بغل کنم و دلداریش بدم))
خلاصه از املاکیه ک برگشتم یه مسیج اومد روی گوشیم
صاحبِ همون خونه ای بود ک تویدیوار تبلیغشو دیده بودم
گفت بیا خونه رو ببین
رفتم دیدم وخوشماومد
صابخونش خونه رو نصف قیمت رهن کامل گذاشته بود
چون عجله داشت و چِکِش باید
پاس میشد برای همین گفت سریع ب پول نقد نیاز دارم
گفت چقدر الان داری؟
گفتم هیچی، پولمدست صابخونمه و هنوز نداده بهم
گفت تا ساعت۴ امروز سه شنبه وقت داری ک بهم بگی میتونی تا پنجشنبه دویست تومن رو جور کنی بریزی ب حسابم؟
اگه نمیتونی سریع بگو چون این خونه خواهان زیاد داره
خداییش قیمت عالی بود و میدونسم من نگیرمش از دستم میپره
خلاصه باهاش خدافظی کردم
سریع رفتم زنگ زدم ب همسر دوستم ک توی بانک رسالته
گفتم میخوام وام بگیرم
امتیازمم بالا بود و تاحالا وام نگرفته بودم ازپشت تلفن راهنماییم کرد چه جوری درخواست وامم رو ثبت کنم
کمتر از یه ساعت وامم رو ثبت کردم سریع رفتم پیش صابخونه
بیعانه دادم و خونه رو گرفتم
گفت از زرنگیت خوشماومد
گفتم من هرچیزی رو بخوام به دست میارم چون تمام تلاشمو میکنم واسش
خلاصه پول وام اومد به حسابم خونه رو قرارداد بستیم
و اخر خرداد ایشالا اسبابکشی دارم
...
یه خسته نباشی جانانه به خودم که یه تنه دارم زندگی رو پیش میبرم:)
هنوز خانوادم نمیدونن درگیر خونه بودم
کلا هیچوقت بهشون نگفتم
دفعه قبل هم بعد از اسباب کشیم بهشون گفتم خونه رو عوض کردم
چون بابان اگه بفهمه میخواد غر بزنه
که یا شوهر کن یا برگرد کاشان پیش خودمون
و من نمیخوام:)
برای همین دارممیجنگم
بازم خداروشکر