یاد بگیریم با خودمون مهربون حرف بزنیم
ما درنهایت تنهاییم و غیر از خودمون هیشکی رو نداریم
...
آرام عزیزم!
میدونم از دیروز ظهر تا الان درد زیادی رو تحمل کردی
حتی توی خواب به خودت پیچیدی
میدونم توی این موقعیت تنهایی سخته
میدونم خیلی چیزا رو دوست داشتی که الان امکانش نیست
اما من پیشت هستم
تمام تلاشمو برای کاستن رنجت میکنم
برای توه که ۶ صبح از خونه میزنم بیرون برم کار
برای تو دارم میجنگم
برای لبخند تو دارم برنامه ریزی و هدف گذاری میکنم
عزیزکم!
این ساعتهای دردناک هم میگذره
وتو مثل همیشه قوی بودی
هرچند که اگه ضعیف هم میبودی این حق تو بوده...
فردا صبح میبرمت و اون مانتوی قشنگی که دوست داری رو برات میخرم
عصرم اگه حالت بهتر باشه میبرمت دوچرخه سواری
میدونم هورمونهای دخترانهات الان میخواست یه دست نوازشگر داشتی ولی نیست
خودم که هستم
خودم نوازشت میکنم تا دردت کم بشه
خودم مسکّنت میشم
درد جزیی از زیستن هست
باید تحملش کنیم عزیزم
مثل تمام حسهای خوب و لذتبخش که تجربهاش میکنیم
گاهی هم باید درد رو تحمل کنیم
گذراست عزیزم...گذرا...
فرداشب این موقع حالت خیلی بهتره:)
...
باید ببرمت دکتر ببینیم چی شده که این چندماه اخیر اینقدر
درد میکشی....
...
دوستت دارم دختر جنگجوی رنجکشیدهی تنهای قویِ ضعیفِ بالبخندِ درونِ من!