امروز برای جلسه رئیس و معاونین و حراست یه ذره استرس داشتم اولش
که خوب حرف بزنم و ...
همه اعضای جلسه مرد بودند غیر از من
قبل از اینکه شروع کنم به صحبت و آسیب ها و فوریتهای روانی اجتماعی منطقه و اقدامات انجام شده رو بخوام بگم یه ذره استرس داشتم
ولی بعد که شروع کردم به صحبت استرسم یادم رفت و خوب همه چیز رو گفتم
به دفترچه یادداشتم حتی یه بارم نگاه نکردم و کامل بدون تپق جلوشون حرف زدم
رئیس آخر جلسه بهم گفت جلسه فرمانداری و دادگستری یکشنبه تو هم بیا چند دقیقه صحبت کن
خوشحال شدم:)
برای شروع خوب بود:)
...
زمستون و فصل سرما کلا، خونه رو یه جور دیگه دوست دارم
فضای گرم و امن خونه رو باهیچ جا عوض نمیکنم
عاشق پاییز و زمستونم که بخاری روشنه و هیچ صدایی
توی خونه نمیاد جز صدای قشنگ آتیش بخاری
بخصوص وقتی چراغا خاموشه و نور کمی هست
بهشت کوچکم سرد شده امشب
خیلی سردمه
البته خودمم مقصرم چون عادت ندارم زیاد لباس بپوشم
و لباس زیاد حس خفگی بهم میده!
باید کم کم بگم یکی بیاد کمکم بخاری رو از انباری دربیاریم و نصبش کنیم:)