امروز جلسهی فرمانداری بود
و منم باید صحبت میکردم
چهل نفر حاضر در جلسه بودیم
که پنج نفر حق صحبت داشتیم
و همه مرد، فقط دو نفر خانم بودیم
از فرمانداری و آموزش پرورش، بهزیستی، شهرداری و سازمان تبلیغات وووو
اولش استرس داشتم
من کوچکترین عضو جمع بودم...
قبل از صحبتم چندتا تنفس دیافراگمی انجام دادم استرسم کمتر شد و شروع کردم به حرف زدن
وقتی حرف میزدم استرسم فراموشم شده بود
بعد از اتمام جلسه یکی از کارشناسا اومد پیشم و گفت:
در کل این جلسهی دوساعته، فقط اون تایمی که شما صحبت کردی مهم بود، بقیهاش شعار بود
خداروشکراز پس این هم براومدم
بریم مرحلهی بعد:)
...
راستی!
امروز رفتم میدون نقش جهان
کلی محصول برای روتین پوستیم خریدم
...
شب بخیر دنیا وآدماش:)