از صبح همکارام و دوستام بهم زنگ و پیامک که تبریک میگیم شوهر کردی، چرا ما رو دعوت نکردی و ازاین حرفا
اولش شاخ درآوردم
آخه چرا فکر کردین من شوهر کردم؟کی گفته؟
بعد داشتم توی ذهنم سرچ میکردم که من که مدتهاست باهیچ پسری حتی بیرونم نرفتم، که بگم توی خیابون منو دیدن
و فکر کردن مثلا شوهرمه
بعد که قضیه رو جویا شدم متوجه شدم بخاطر استوری اینستاگراممه
روز جمعه که زهرا و شوهرش اومدن بردنم سورپرایزم کردن
شوهرش، که فیلمبردار حرفهای هست
کلی عکس و فیلم قشنگ ازمون گرفت
بعد ادیت زد و یه اهنگ زیبا و بعدم استوریش کرد
منم فیلمه رو استوری کردم
توی فیلمه اول شوهر زهراست
بعد دستای من و زهرا که توی هم چفت شدن(به صورت بالا و پایین)
بعدم زهرا که بغلم کرده
زهرا قدش خیلی بلنده و جثهاش بزرگه
منم ریزه میزه
وقتی بغلم کرده و از نیم رخ شوهرش فیلم گرفته(و فیلم هم روی دور تند گذاشته)، فقط صورت من از نیم رخ مشخصه و زهرا مجهوله، برای همین فکر کردن یه پسر بغلم کرده:|
خلاصه آش نخورده و دهن سوخته:)
...
آخه من اینقد عقدهای ام که شوهرم بکنم فیلم بغل کردن و دست توی دست مون رو بزارم اینستا؟؟:/
من برم بخوابم
این دنیا ارزش بیداری بیش از این رو نداره!
شب بخیر دنیا و آدماش:)