تازه اومدم خونه
دیروز ظهر دوستام اومدن خونهام
((همون اکیپ هشت نفره مون به غیر از میم، چون خوشبختانه نبود و تهران بود))
خودشون غذا درست کردن، تمیزکاری کردن
شبم خوابیدن و ظهرم رفتیم اصطبل اسبها
کلی با اسبا کیف کردم
بعدم رفتیم باغ
و الان اومدم
واااااقعا از دیروز دلم یه ذره شده بود که یک دقیقه تنها باشم
و اینقدر شلوغی و سروصدا دور و برم نباشه
الان که اومدم خونه و لش کردم بهترین حس رو دارم
واقعا تنهایی داره برام اعتیاد آور میشه
حاشیهی امنم شده
هم خوبه
هم بد
...
من برم لالا
شب بخیر دنیا و آدماش:)