زهرا مودش پایین بود
اومد یه ذره تو سر و مغز هم زدیم حالش بهتر شد
برام یه دسته گل هم آورد(خیلی وقت بود کسی بهم گل هدیه نداده بود)
و کلی شیرینی خوشمزه
جدیدا خیلی بیشتر میاد پیشم و باهام ارتباط میگیره
بعدش گفت بریم گچت رو باز کنیم
منم از خدا خواسته رفتیم و باز کردیم
...
خداااحافظ گچ
خداااحافظ یه لنگه کفش پا کردن
خداااحافظ لنگ زدن
خداااحافظ توالت فرهنگی
خداااحافظ توی خونه موندن
خداااحافظ کش سطل ماست و حمامهای طاقت فرسا
خداااحافظ شلوار بَگ
سلاااام پای چپ عزیزم
سلاااام دوچرخه سواری
سلااااام ریمیکس ورزشی ودوپامین
سلااام ناژوان
سلااام پل مارنون
سلااام بستنی دایی غلام