ساعت دو و نیم ظهر بود
تازه خوابم برده بود
که صدای آیفون اومد
گفتم حتما دوستام نیستن، چون بهشون گفتم میخوام تنها باشم
کسی هم غیر اونا نمیاد زنگ بزنه
ولش کن..مهم نیست
پتو رو کشیدم سرم و سعی کردم بخوابم
دوباره زنگ خورد
عصبانی شدم
کیه آخه؟ حتما پستچی اشتباهی دوباره زنگ منو زده
چرا من یادم میره این آیفون رو قطع کنم بعد بخوابم؟
بلند شدم برم سمت در
دیدم در باز شد
میم بود
سعی کردم عصبانیتمو بخوابونم
بهش لبخند زدم
گفت چه غلطاااا، ینی چی گم و گور شدی؟
عین مرتاضا شدی
باهاش خوش و بش کردم
یکی دوساعت موند و رفت
...
وقتی رفت به این فکر کردم ک از دستش ناراحتم
بعد که قضیه رو از دید اون دیدم هیجانم فروکش کرد
گفتم الان اضطراب گرفته و رهاشدگیاش فعال شده
و اومده مطمئن بشه و...
حالش خیلی خوب بود موقع رفتن
حالم بهتر شد ک حالش خوب شد
...
چندروز پیش توی واتساپ ویس داده بود
بهش گفتم چندروز دیگه که اوکی شدم گوش میدم
نتونسته تحمل کنه اومده خونهام
...
چایی دم کردم
با شیرینی میم که برام آورده بخورم
بعد از حمام چی میچسبه؟
آفرین
آهنگ کولی همایون با چایی و شیرینی کنار بخاری:)
...
جای هیشکی خالی نیست:))))
خودم و خودم:)