۲۱ اسفند تولد سمیه است
سمیه، دوست و همکارم هست
قرار شد با مرضیه براش دوتا از کتب مرجع روانشناسی
رو بخریم و بهش کادو بدیم
مرضیه دیشب گفت کتابفروشی جلوی راهم هست
بعد از کلینیک میرم میخرم و خبرشو بهت میدم
گفتم اوکی
قرارشد بخره و پولشو نصف کنیم و کادو رو بدیم بهش
...
بعد از یک ساعت مرضیه زنگم زد
کلافه و عصبانی و منگ بود
گفتم چی شده؟
گفت: من کتابا رو خریدم ولی یه قِرون هم پول ندادم
گفتم چرا؟
گفت بابای یکی از دانشآموزام یهو منو توی کتابفروشی دید
و نزاشت پولشو بدم
یک ساعت داشتم باهاش کلنجار میرفتم که این هدیه
است و باید خودم پولشو بپردازم
اما بابای دانش آموزم قبول نکرد
گفتم خب شماره کارتشو پیدا میکنیم یا به خانمش میدیم پول رو
گفت اصلا راه نداره، از این پولداراست و بهش برمیخوره و فلان و...
گفتم پس چیکار کنیم؟ من حس خوبی ندارم!تاحالا اینجوری کادو نخریدم
...
هنوز کاری نکردیم
موندیم!