یه سری از آدمایی که برام دافعه دارن
اینایی هستن که کلمات اغراق آمیز عاطفی ورد زبونشونه و به همههههه میگن
مدیر یکی از مدارس اومده مرکز مشاوره درمورد یه موضوعی باهام صحبت کنه
بار اوله منو میبینه
توی هر جملهاش میگه:
مهربونم، نازنینم، قشنگم، فدات شم و..
چرا آخه؟
چرا واژههارو الکی برای همه استفاده میکنید؟
واژهها برام حرمت داره
من اگه به یکی میگم عزیزم واقعا عزیزمه
اگه به یکی میگم عزیزدلم واقعا عزیزدلمه
برای تعارف و عادت نمیگم
...
از شنبه تاحالا امروز اولین عصری هست که خونه ام
و نرفتم بیرون
میخواستم برم دوچرخه
دیدم نمیتونم، تنم خسته است...
موندم خونه
و زندگی رو روی دور کُند گذاشتم
تمام کارامو کردم و الان
منتظرم شامم آماده بشه
بشینم پای تی وی و بالذت بخورم
گاهی دلم برای خونه و زندگی روتین معمولیِ بدون هیجانم تنگ میشه
برای کارای معمولی
...
دلم میخواد وقت کنم کیک درست کنم
غذاهای جدیدی که توی اینستام سیو کردم درست کنم
و طعمهای جدید رو بچشم
دلم میخواد فیلم ببینم
کاش آخر هفته بشه فیلم ببینم
...
تو دلت میخواد چیکار کنی؟