تازه رسیدم خونه
فشارم کف پام
اینقدر حالم بد بود سریع با بچهها خدافظی کردم
اسنپ گرفتم اومدم خونه
...
اومدم خونه مرضیه زنگم زد
گفت: حالت خوب نبود امروز
گفتم: آره، قهوه خوردم با شکم خالی فشارم افتاده
گفت: نه، غیر از حال جسمیت، حال روحیت هم خوب نبود
گفتم: آره
گفت: من هرچی نباشم دوتا گوش دارم برای تو
باهام حرف بزن
گفتم: باشه، مرسی که حواست بهم هست
...
چی بهش بگم؟
حرف مگو رو؟؟؟