خیلی دلم میخواست الان با بچه ها بوشهر بودم
یا حداقل رفته بودم پیش سین، چندبار زنگم زده بیا دوتایی چایی بخوریم و گپ بزنیم
یا حداقلِ حداقلش میرفتم جاده سلامت رکاب میزدم
اما شب جمعه ک همه به تفریح و گشت و گذارن
من از صبح نشستم پای لپتاپ
تمام پروندههای مراجعا رو از مرکز آوردم خونه
و دارم تک تک شون رو بررسی میکنم و آمار درمیارم
من دیگه نمیخوام مدیر باشم
میخوام ولو باشم!🥲
..
سال دیگه عطایش رو به لقایش میبخشم
مدیریت رو پس میدم
و مثل یه آدم زندگی میکنم و به خودم بیشتر میرسم...