هیچی، تاکید میکنم هیچی به اندازه دیدن سوسک و اجبار برای کشتنش منو متقاعد نمیکنه شوهر کنم
امشب از ورزش اومدم خونه
و توی آشپزخونه سوسک دیدم
همون لحظه که دیدمش اولین چیزی که به ذهنم رسید
این بود که باید شوهر کنم
...
بعد از عملیات تعقیب و گریز برای کشتنش، یک ساعت تمام با وایتکس افتاده بودم به جون آشپزخونه و داشتم حدس میزدم از کجاها رد شده تا تمیز کنم و اثری ازش نمونه:|
...
خواهش میکنم دیگه نیا تا من از تنهایی دربیام