صبح که بیدار شدم مودم پایین بود
نشستم سر درسام و دیدم داره خوابم میبره
آب زدم ب صورتم فایده نداشت
پاشدم رفتم آشپزخونه قرمه سبزیمو بار بزارم
یادم اومد قبلنا موقع آشپزی همش میرقصیدم
و خیلی وقته این کار رو نکردم
همین طور که پیازها رو تفت میدادم شروع کردم به رقصیدن
خوشم اومد
مودم اومد بالاتر
دیدم ولوم گوشی کمه
وصلش کردم به تی وی
صدا رو زیاد کردم
(دختربچه و پسربچه همسایه هرروز میان دم پنجره باهم حرف میزنیم و بازی میکنیم)
صدا رو که شنیدن اومدن دم پنجره
داد میزدن: خاااانوم معلم خااانوم معلم
پنجره رو باز کردم
گفتم سه تایی برقصیم؟
گفتن آرهههههه
با آهنگon the floor جنیفر شروع کردیم و بعدم ایرانی
حساااااابی قر دادیم
دختربچه دید من پیراهن لباسم رو به رقص میارم و دامنش رو میچرخونم رفت لباس عروسکی پف دارش رو پوشید و اومد
خلاصه خیلی کیف کردیم سه تایی
کودک درونم فعال و رقصان و شاد شد
شکر:))