نمیدونستم دوباره حالش بده
زنگش زدم
اینقدر داد زده بود صداش درنمیومد
زنگش زدم تا درددل کنه و آروم شه
...
ازش دورم
باید بیشتر زنگش بزنم تا تخلیه بشه
دلم براش میسوزه
خدایم!
بغلش کن:)
...
میدونم که خبر خوشبختیِ من یه جون به جونش اضافه میکنه
گفت: توی این بلبشو تو خیالم رو راحت کن
از این وضعیت دربیا...
میخوام برم...
گفتم: تو هیچ جا نمیری
همه چیز درست میشه
...
واقعا همه چیز درست میشه؟