امروز خیلی کار کردم و خسته بودم
دیشب دیر و کم خوابیدم
و امروز اذیت بودم
همش به این فکر میکردم برم خونه فقطططط بخوابم
رسیدم خونه ساعت سه رفتم بخوابم
گوشیم زنگ خوردم
جواب دادم
ز بود
میگفت خیلی درد کمر دارم و ماساژ لازمم
گفتم باشه بیا :(
خلاصه اومد و به زور تمام توانم رو جمع کردم تا ماساژش دادم
اینقدر خوابم میومد که چندبار سرم سقوط کرد و داشت خوابم میبرد
یه چهل دقیقه ماساژش دادم
دیگه نتونستم ادامه بدم
و گفتم بسه خوابم میاد
اونم خوابید و تا شیش بیهوش شدیم
...
برم یه ذره میوه بخورم و بخوابم
...
فردا میخوام برای خودم قرمه سبزی درست کنم:)