شیش صبح بیدار شدم، از خونه زدم بیرون
بعد از مدرسه رفتم کلاس سوپرویژنم
ساعت ۷ عصر اومدم خونه
یه ساعت شام و کارای خونه..
و نشستم درس خوندم تا ساعت ده شب
و الان جنازهی جنازهام
اما راضیم
...
عزیزدلم!
قربونت برم که اینقدر بدوبدو میکنی
تنهایی داری تلاش میکنی
و هیشکی نیست یه لیوان آب دستت بده
یه پتو بندازه روت
چراغا رو برات خاموش کنه
هیشکی نیست
و تنهایی همه کارا رو میکنی
دوستت دارم...
این روزات که بیشتر از هر وقتی داری تلاش میکنی
توی ذهنم میمونه
و در آینده ازش یاد میکنم
خیلی برام باارزشی
بغل سفففففت
ماچ و موچ
...
شب بخیر دنیا و آدماش:)