کاش خدا میومد پایین
مینشست کنارم
دست میانداخت دور گردنم
میگفت: آرام!
فلان کار رو بکن، این کار درسته، پشیمون نمیشی
...
دیگه من اینقدر جرواجر نمیشدم تا فکر کنم و تصمیم بگیرم
سختمه
سخخخخت