امشب یکی از بزرگترین قورباغههام رو قورت دادم
بالاخره بعد از چندماه همت کردم و دو تا کشوهای لباسام رو مرتب و ناناس کردم
از ذوقش هی میرم در کشو رو باز میکنم و نگاشون میکنم
بقیه کشوها هم باشه برا بعد
چقدر حس خوبی بهم داد:)
...
فردا روز مهمیه
میخوام برم باهاش حرف بزنم
درمورد خیلی چیزا
و اگه نتونه متقاعدم کنه
...
خدایم!
کمکم کن...
خیلی وقتا خودت راه رو بهم نشون میدی
و راحتم میکنی
این بارم همین کار رو بکن
آخه خستمه:)
...
شب بخیر دنیا و آدماش:)