صبح زود که بیدار شدم
یه ساندویچ برا خودم درست کردم
دوچرخه رو برداشتم اومدم جاده سلامت
اومدم کنار رودخونه صبحانهمو بخورم
یه خانم دو سه متر پایین تر بود
دید وایساده دارم صبحانهمورمیخورم
لبخند زد و گفت زیرانداز میخوای؟
گفتم اگه باشه که عالیه:)
زیرانداز داد نشستم
بعدم بهم چایی داد
کلی باهام حرف زد
منم یه کمک کوچیک بهش کردم
و خدافظی
...
چایی کنار رود چقدر میچسبید:)