امروز غروب جمعه برام سختتر گذشت
چون خواهرم رفت همدان
و جای خالیش حسابی توی چشم میزنه
موقع خدافظی بغض کردم
اما قورتش دادم ک اونم ب گریه نیفته
کاش با خواهرم توی یه شهر زندگی میکردیم