از اونجایی ک هنرستانیم و دروس کارگاهی هست
بچه هامون دیرتر از دبیرستانا فارغ التحصیل میشن
و تابستونم امسال همش کلاس های کارگاهی برگزار بود و رفت و آمد و شلوغی و ازاین حرفا...
دیگه تدریس دروس کارگاهی تموم شد
امتحاناشونم آخراشه
امروز مراقب جلسه امتحان بودم
یازده حسابداری
هفته ی پیش هم مراقب همین کلاس بودم
خلاصه سرتو درد نیارم!
امروز ک سر جلسه بودم
آخرای جلسه رفتم بالا سر یکی از بچه پروای کلاس
با لبخند بهش گفتم این لاک تو از دو هفته پیش تا الان خراش نخورده؟؟
گفت:خانوم! ژلیش کردم[نیشخند]
گفتم قبلنا دانش آموز حق نداشت ناخناشم بلند کنه
الان راحت میان میگن ژلیش کردم
ما هیچ
ما نگاه
:|
...
یکی دیگه شونم موهاشو بادمجونی کرده
...
از یه طرف میگم دخترای این سن ذوق دارن بهشون سخت نگیرم لذت ببرن از این جنگولک بازیا و این قرتی بازیا تنها دلخوشی شونه ..غرورشونو نشکونم...
از یه طرفم میبینم مدرسه جای این کارا نیس!