امروز ک از سرکار اومدم در خونه مو باز کردم
وقتی خواستم ببندمش یکی صدام کرد
برگشتم نگاه کردم دیدم همسایه دیوار ب دیوارمه
فرزانه
یه احوالپرسی گرمی باهام کرد و گفتش فقط صدات زدم ک بهت بگم دوستت دارم!!
خنده م گرفته بود آخه خیلی غیرمنتظره بود
گفتم منم دوستت داااارم:)
حالا چی شده؟
گفت این چندروز نبودم و سفر بودم دلم واست تنگ شده بود، توی این سفرم دوستایی پیدا کردم ک خیلی اذیتم کردن و سالم نبودن و میخواستن منو مثل خودشون بکنن، خلاصه فهمیدم ک چقد خوبه آدمای سالمی مث تو دور و برم هستن و خواستم بازم بگم خیلی دوستت دارم
با شنیدن دوباره ی جمله دوستت دارم، بازم نیشم شل شد و ابراز محبت کردم
یه ذره دیگه حرف زدیم و خدافظی کردم و خواستم درو ببند ک باز با صدای بلند گفت: آرام دوستت داااارم و باز دوباره دوتامون هیجان زده شدیم
۳بار گفت دوستت دارم
حس خوبی بود
اینکه از سرکار میای و یکی یهویی جلوتو بگیره بگه دوستت دارم و کلی ازت تعریف کنه خیلی خوبه
خستگیام در رفت و انرژی گرفتم.
...
راسی!
امروز بعد از مدرسه رفتم اداره
یکی از مدیرا رو دیدم
ک چندسال پیش همو دیده بودیم وتوی یه سرویس بودیم
و باهم میرفتیم مدرسه
همدیگه رو ک دیدیم خوشحال شدیم
موهاش سفیدتر شده بود و گفت داره بازنشست میشه
دستامو محکم فشرد و گفت خیلییی دوستت دارم
توی راهم باهم برگشتیم و دوباره بهم گفت دوستت دارم
...
تازه این دوستت دارما از کسی شنیدم ک رابطه خاصی باهاشون نداشتم
فکر کن از کسی ک عاشقشی بشنوی
اون وقت انرژیت هزار برابر میشه
...
محبوبم!
پ کوجایی؟!
ک بعد از سرکار و خستگیام بیای بگی دوسم داری؟!؟
...
فرزندم!
امروز کسی بود ک بهت بگه دوستت دارم؟؟!