الان فقط یه فانتزی دارم
اینکه:
بدون اینکه لباس بپوشم و سوار ماشین بشم و خودمو برسونم چارباغ
با یه عجی مجی لاترجی با همین پتوی ک مث بختک چسبیدم بهش
یهو وسط چارباغ روی نیمکتش ظاهر بشم
درحالیکه بستنی شکلاتی مو میخورم و کیف میکنم
و هیشکی متوجه حضورم نشه
+چرا هنوز غول چراغ جادو اختراع نشده؟
پ این دانشمندا چ میکنن صب تا شب؟؟