اولش ک سوار اتوبوس شدم و دیدم ک صندلی های اطرافم همه شون خانم هستن یه نفس راحت کشیدم
و گفتم تا۹شب راحتم و امنیت برقراره
اگه روسریم بره عقب لازم نیست خودمو جمع و جور کنم
و مث دفعه قبل وزوز چندتا پسر پشت گوشم نیست
اما یه ساعت نشده پشیمونم
دوتا خانم ۵۰ ساله خیلی بی فرهنگ صندلی کناری من هستن
از اینا ک صدای هنزفری شون روی مخته
و پشت تلفن باصدای بلند حرف میزنن
و دوتا حرف خیلی خیلی زشت هم بلند ب طرف پشت تلفن گفتن
تمام اتوبوس صداشونو میشنوه ولی عین خیالشون نیست
پفک خوردنشونم حالمو ب هم زد
عقم گرفت
کلا روی مخم هستن
...
اگه ر.ن اینجا بود یا خل میشد یا باهاشون دعواش میشد
تاحالا مسافر اینقد خودخواه ندیده بودم
...
وقتی داشتن پشت تلفن بلند حرف رکیک میزدن چپ چپ نگاه شون کردم ولی اصلا براشون مهم نبود
انگار کور و کرن نسبت ب دنیای اطراف
+کاش ب جای این خانما چندتا گوسفند صندلی کناریم بودن