امروز صبح از خواب ک بیدار شدم احساس کردم نقاشیِ خونم اومده پایین
از قبل۲تا بطری شیشه ای داشتم ک مال شیرکاکائو بود و میخاسم خوشگلش کنم و گلدونش کنم
رفتم آبرنگو آوردم
بساطمو پهن کردم و نشستم ب تقاشی روی بطری
نقاشیم خیلی عالی نیست
متوسطه
اما از فرایند نقاشی خوشم میاد
نتیجه ی کارمم بامزه شد
ینی خودم خوشم اومد
وقتی داشتم ب رنگا ور میرفتم حس خوبی بود
حس کردم کودک درونم هی ماچم میکنه و ازم تشکر میکنه
لذت زیادی نصیبم شد
تصمیم گرفتم بعد از دفاعم تابستون حتما یه کلاس هنری اسم بنویسم
میخوام این روح لطیف خراش خورده مو! جلا بدم
سفالگری یا موسیقی یا هر چیزی ک روحمو خوشحال کنه انجام میدم