امروز هم استرس زا و پرماجرا بود
یهو اومدن گفتن پس فردا دفاع داری
خودتو آماده کن
منم هیچی نخوندم
نتمم خراااب
نمیتونسم مدارک رو بارگزاری کنم
ساعت۳ ظهر زیر آفتاب
خدا انصاری رو برام رسوند
آقای "خ" هم یه آشغاله
زن و بچه داره
ولی پیشنهاد داد
منم از روش رد شدم
...
خسته ام
خیلییی خسته
...
چقد روزا سریع میگذرن
دارم گم میشم لابلاشون