۲۸ سالمه و چندساله ک توی اصفهان دارم تنها زندگی میکنم
اما هنوزم ک هنوزه وقتی میرم کاشان(خانه پدری) و میخوام برم خونه دوستام، مامانم میگه از بابات اجازه گرفتی؟
:|
...
یا شبا ک پشت تلفن با مامانم حرف میزنم
یهو میگه برو بخواب فردا مدرسه ات دیر نشه، خواب نمونی!
و دوباره حس بد اضطراب رسیدن ب موقع ب مدرسه بهم دست میده
یکی نیست بگه آخه مادر من! الان ک دانش آموز نیستم ک ساعت ۷ برم مدرسه
خیر سرم معاون شدم باید دیرتر برم
...
ولی دارم تصور میکنم
ک ازدواج کنم و بچه دار شم!
خب؟!
۱۲ سال ک خودم دانش آموز بودم رفتم مدرسه
۳۰ سالم ک باید کار کنم برم مدرسه
و دوباره ۱۲ سال باید بچه مو بیدار کنم بفرسم مدرسه
تازه اگه یکی داشته باشم!
وی از مدرسه است و به مدرسه برمیگردد!
نیازمندی ها:
یک عدد دیوار جهت کوبیدن سر