یکی از مولفه هایی که توی شخصیت مهمونایی که میان خونم واسم خیلی مهمه اینه ک تمیز باشن
شاید بتونم با شلختگی و نامرتبی مهمونا کنار بیام
ولی با کثیف بودن شون هیییچ وقت!
...
وقتی "ف" اومد خونم کاراشو ک دیدم توی دلم گفتم خداروشکر مهمون تمیز گیرم اومده این دفعه
ولی این شکرانه خیلی طولانی نشد!
شب ک شد دیدم توی سینک ظرفشوییم داره مسواک میزنه و تف میکنه!
و چقدر ک من بیزارم از این کار
...
واقعا چه فعل و انفعالاتی توی مخ بعضیا اتفاق میفته ک ب این نتیجه میرسن ک میتونن توی سینک خونه میزبان مسواک بزنن؟!؟
...
+البته بهش گفتم دیگه این کارو نکنه