بهمن ماه بود ک با مدیرم و چندتا از همکارام همراه با یه تور رفتیم قشم
یه شب کشتی تفریحی سوار شدیم
طبقه پایین کشتی موزیک زنده بود و دخترپسرا قاتی هم داشتن میرقصیدن
صدای موزیکشم کر کننده بود
نتونسم تحمل کنم همون دقایق اول از جمعیت زدم بیرون و رفتم طبقه بالا
یه نسیم خنک میوزید و هوا دلبرانه بود
داشتم تنهایی موجای آبو تماشا میکردم ک همکارامم نتونستن جو پایین رو تحمل کنن و اومدن بالا(همکارام سن مامانم هستن)
از دیدنم اون بالا تعجب کردن
مدیرم از اون روز وقتی میخواد منو ب یکی بشناسونه میگه این آرام خیلی فرق داره
نرفت توی کشتی برقصه
مثل ما پیرزنا اومده بود بالا
....
جندبار شده ک اینو واسه همه تعریف کرده
واسم جالبه ک اینقد این اتفاق براش بولد شده!دی
احتمالا فکر میکرده چون یه ذره تیپ میزنم و ژیگول میکنم باهاشون خیلی فرق دارم!