این مدت خیلی تحت فشار بودم و
حال روحی خوبی نداشتم
پریروز یهویی دلم مشهد خواست
سرنیم ساعت نشده بلیط قطارشو گرفتم
دیروز بعد از مدرسه راه افتادم
و امروز ظهر رسیدم
هتلم توی راه رزرو کردم
خلاصه کارام سریع جفت و جور شد
ب کسی هم نگفتم ک هی زنگم نزنن
الان همه فکر میکنن اصفهان توی خونه خودمم
نمیدونن اومدم مشهد و روی تختم دراز کشیدم
ب دور از اون همه اتفاق و آشوب ام:))
...
حرم:)
واقعا هنوز باورم نمیشه ک طلبیده شدم و یهویی اینجام!
..
رفتم حرم و کلی اشک ریختم
الان خیلی آروم ترم