اینا چرا اینجورین؟
چرا سعی نمیکنن تقلب کنن تا مچشونو بگیرم؟!؟
چ مراقبت کسل کننده ای:|
اینقد غر زدم تا برق اومد
+اگه برق نمیومد پتانسیل اینو داشتم تمام هستی و قوانینش رو زیرسوال ببرم:)
واقعا چرا وقتی توی مدرسه همه از یه جنسیم
توی کلاس
توی این جهنم باید حجاب کامل داشته باشیم؟؟؟
صبح باشه
خیلی خوابت بیاد
درعین حال مراقب امتحانم باشی
برقم رفته باشه
+وضعیت وی :|
+یکی بیاد گپ بزنیم خوابم بپره!
شب...
من شب را عاشقم
سکوت
تنهایی
رنج
فکر و فکر و فکر
موسیقی
بغض
آرامش
جدا شدن
تلخی
قشنگی
دوری
روح
سیاهی
جیرجیرک
بغل کردنم
این چند روز پر حادثه هم گذشت
از سروکله زدن با کارگر و راننده و تعمیرکار بگیر
تا زخم و زیلی شدن دست و پام
و پیدا شدن گربه و بچه هاش توی کمد کفشام
و پیشنهاد مستاجر قبلی بهم!
صدای منو از کلبه جدیدم میشنوید
بالاخره کارام تموم شد
و بهشت کوچکم آماده شد:)
شب+تراس+ نرو بمان پالت+دمنوش به+ صدای جیرجیرک+نسیم خنک= لبخند آرام
اولین شبی ک اومدم توی این خونه
با لباس سفید عروسی اومدم اما با کلی دل نگرانی
و ترس از آینده
اما امشب ک آخرین شبی هس ک اینجام تنهایی کوچ میکنم ولی با کلی امید و دل خوش:)
+بزن بریم:)
+شکر شکر شکر
این حالت ک دلم در آرزوی وصال هیشکی نیس
رو دوس دارم
اینکه حاشیه امنم تنهاییم شده رو دوس دارم
خوب یا بد
حالمو خوب میکنه این نخواستن
چندشب پیش با نگین(نوه خواهرفرشته) داشتیم توی پارک پیاده روی میکردیم و تقریبا هیشکی غیر از خودمون اونجا نبود!
از پارک اومدیم بیرون و داشتیم میرفتیم سمت آپارتمان
ک یه ماشین ک دو تا پسر سوارش بودن از کنارمون رد شدن
وقتی از کنارم رد شدن یکی شون اسم کوچیکمو صدا کرد!
و نیش ترمزم گرفت و من و نگین هول شدیم و سریع رفتیم
دوباره جلوتر ک رفتیم ماشینه اومد بوق و نیش ترمز و اینا
خلاصه3بار رد شد و هرچی دقت کردم اصلا نمیشناختمشون و یه حس بدی تو دلم خونه کرد چون کسیو ندارم ک منو ب اسم کوچیک صدا بزنه و آدرسم داشته باشه و بخواد مزاحمم بشه!
خب خب خب
با ادامه ماجرا همراه شما استم:)
زنگ زدم ب یکی شون
گفتم فلانی؟
گفت بله
گفتم منم فلانی ام(منو یه بار دیدن)
بعد شروع کردم ب شکایت
ک شما وجدان ندارین؟؟این چ وضعشه؟
از دست تون خیلی ناراحت و عصبانیم و فلان و بهمان
هرررچی بود گفتم
پسره فقط میگف ببخشید و خسارتشو میدیم و ازاین حرفا
اصلا مقاومتی نکرد
گف 500دادیم واسه خدمتکار
گفتم 500مال یه روزشه با این اوضاع
خیلی کم پول دادین
دیگه قرار شد پول بیشتری واسه خدمتکار واریز کنند
و سینک نو هم بیان نصب کنن
:)
+آخیشششش! داشتم میترکیدم! ینی اگه کوچکترین مقاومتی میکرد از پشت تلفن خر خره شو میجویدم ولی خودش فهمیده بوده چ غلطی کردن پذیرفت
+صابخونه من تیپ مهرطلبه؛ از اینا ک هرچی بگی بگه چشم، حقشو بخوری با یه لیوان آبم روش هیچی نمیگه،
امشب ب صابخونه گفتم شما دیگه کاری با مستاجرا نداشته باش
فردا خدمتکار میگم بیاد خونه رو تموم کنه،حساب کتاب خدمتکارا و خربد شوینده و اینا رو همه رو باهاشون صاف میکنم، سینکم میسونم ازشون
شبتون بخیر فرزندانم:)
اینم عکساش:
یه قسمت از سقف تمیز کردیم مقایسه کنید با قسمت کثیفش:|
+اینا قسمتایی از آشپزخونه بود فقط!هال و بالکن و اتاقا و سرویس بهداشتی بماند!
همیشه میگفتم ینی چی ک میگن خونه ب مستاجر پسر مجرد ندین؟
مگه پسرای مجرد آدم نیسن؟ ینی چی ک خونه رو خراب میکنن؟
تا اینکه باهاشون برخورد پیدا کردم!
فهمیدم ن تنها نباید خونه دست پسرمجرد نداد بلکه تا میخورد زدشون!
ماه ها بود ک اینجوری عصبانی نشده بودم!
ماجرا از این قراره ک خونه خواهر فرشته ک قراره برم بشینم دست دوتا الدنگ مجرد اصطلاحا تحصیل کرده ی پلشت بیشعور بوده!
دو روزه تمیزکار اومده خونه رو تمیز کنه
و هنوز کلی کار مونده!اونم یه خونه90 متری!!!
ینی قششششنگ گند زدن ب خونه!
واقعا اگه شماره موبایل این دوتا الدنگو داشتم بخداوندی خدا زنگ میزدم و دهنمو میبستم و فحش بارونشون میکردم!
آخه آدم اینقد بی وجدان!؟ اینقد عوضی؟؟
خونه ب اون دسته گلی رو به گه زدن!
کاش اون روز ک پسره رو دیدم گیتار کوفتی شو میکوبیدم تو سرش!.اه اه
حالا یه دوتا عکس میزارم بعدا ببینید!
یکی از دوستان بود ک میگف یه رویکرد جدید توی روانشناسی خلق کردم!رویکرد فحشیسم
اینکه چشاتو میبندی و هررررچی دلت میخواد فحش میدی تا خالی بشی
امشب بشدت احساس میکنم رویکرد فحشیسم نیاز دارم!
فقط کاش اون دوتا الدنگم بودن و توی چشاشون فحش میدادم!
امروز ده بار 4طبقه پله رو بالاپایین رفتم!حس میکنم کف پام پر از میخه!
این پست مال شماها
هرچی میخواید بنویسید
فکر کنید دیوار یادگاریه
یا هرچیز دیگه ای!
+کامنتا خودش تایید میشه