خب خب خب
با ادامه ماجرا همراه شما استم:)
زنگ زدم ب یکی شون
گفتم فلانی؟
گفت بله
گفتم منم فلانی ام(منو یه بار دیدن)
بعد شروع کردم ب شکایت
ک شما وجدان ندارین؟؟این چ وضعشه؟
از دست تون خیلی ناراحت و عصبانیم و فلان و بهمان
هرررچی بود گفتم
پسره فقط میگف ببخشید و خسارتشو میدیم و ازاین حرفا
اصلا مقاومتی نکرد
گف 500دادیم واسه خدمتکار
گفتم 500مال یه روزشه با این اوضاع
خیلی کم پول دادین
دیگه قرار شد پول بیشتری واسه خدمتکار واریز کنند
و سینک نو هم بیان نصب کنن
:)
+آخیشششش! داشتم میترکیدم! ینی اگه کوچکترین مقاومتی میکرد از پشت تلفن خر خره شو میجویدم ولی خودش فهمیده بوده چ غلطی کردن پذیرفت
+صابخونه من تیپ مهرطلبه؛ از اینا ک هرچی بگی بگه چشم، حقشو بخوری با یه لیوان آبم روش هیچی نمیگه،
امشب ب صابخونه گفتم شما دیگه کاری با مستاجرا نداشته باش
فردا خدمتکار میگم بیاد خونه رو تموم کنه،حساب کتاب خدمتکارا و خربد شوینده و اینا رو همه رو باهاشون صاف میکنم، سینکم میسونم ازشون
شبتون بخیر فرزندانم:)