داستان من با این بچه گربه ها تمومی نداره
نمیدونم چرا اینا دست از سر من برنمیدارن
همون4تابچه گربه ک توی کمد لباسام پیداشون شده بود و بعدم ک بیرون شون کردم توی بالکن خونه م اومدن و نصف شبا منو میترسوندن با ورجه وورجه هاشون ، حالا رفتن توی لوله بخاری و صداشون میاد
میوووو میووووو
آخه این همه خونه،این همه آدم، چرا همش به من میچسبین؟من ک باهاتون مهربون نیستم غذاتونم ندادم فقط سعی کردم با احترام باهاتون برخورد کنم:دی
فکر کنم 4تایی میشینن فکر میکنن و ایده میدن ک یه جوری وارد خونه زندگی من بشن
میان میگن عهههه کمد کفشای آرام جای خوبیه واسه لش کردن
بیرون شون میکنم
میگن عههههه چ بالکن خوبی داره واسه خوابیدن
دوباره بیرونشون میکنم میگن جوووون عجب لوله بخاری خفنی داره آرام!خودمونو پرت کنیم توش و با صدای میو میو مون دهنشو سرویس کنیم(صداشون دائم میاد و توی خونه ی ساکت من پخشه:| )
...
پ ن: داخل پست 19تیر عکس شون هست:)
درمورد پست قبلیم:
الان ک بهش فکر میکنم از زمان وسوسه تا انجام عملم دوثانیه بیشتر طول نکشید
چقد من مقاومم!:|
نمیدونم آخرین بار کی بود ک اسمم توی وبای بروز شده میومد؟
ماه هاست نرفته
دارم کم کم وسوسه میشم واسه پستام عنوان بزارم
هرچه بادا باد...
دو روزه اینجا برق نرفته
و من خوشحالم ک برق نرفته
درصورتیکه اصن نباید این واسم مطرح باشه!
مزلو جان!
تصدقت بشم!
کوجای؟
بیا هرم جدید سلسله نیازاتو واسه ما ایرانیا رسم کن!
داشتم با یه عزیزی حرف میزدم
ک بین حرف زدنمون دوستش ک از قضا دوتا دوست دختر داره بهم گفتش ک واسش دوس دختر پیدا کنم!
بهش گفتم تو ک 2تا داری!
شلخته درو کن چیزی گیر خوشه چین ها هم بیاد!
گفت نه بین این2تا موندم
و نمیدونم کدومشون بیشتر میخوام
گفتم اگه موندی ک کدوماشونو بیشتر دوست داری و
نمیتونی انتخاب کنی
ینی هیچ کدومو دوسشون نداری
اگه یکی رو واقعا دوست داشته باشی
نمیتونی ب یکی دیگه فکر کنی!
...
خلاصه ک فرزندم
اگه بین انتخاب دو نفر موندی ینی یه جای کار میلنگه
بالاخره منم موفق شدم ب دنیای "کراش زننده ها"
وارد شم!
حدس بزن روی کی کراش دارم
جویی در فرندز:)
بسی بسیار دوست داشتنیه واسم...
بعضی وقتام هس ک من در یک زمان واحد میتونم در چندمکان مختلف باشم!
ب لطف دوستان صادقی ک دارم و خانواده های روشن فکرشون این اتفاق واسم زیاد میفته!
مثلا ژاله زنگ میزنه میگه:
هی،آرام! حواست باشه گند نزنی؛ من امشب با تو رفتم اردوگاه باغ ابریشم و اونجا واسه مون کارگاه برگزار کردن
و باید شبم بمونیم!
حالا شب کجاس؟
خانم رفته بیمارستان عمل ساکشن کرده و بستری شده
بدون اطلاع خانواده!
بماند ک ژاله در توهمات خودش شونصد بار با من اومده کاشان و باز هم بماند ک رفته بود شمال و ددر دودور با دوستان ذکور...
یا اینکه نگین میاد میگه:
هی یو! حواست باشه من روز سه شنبه از صب تا شب پیش تو ام و باهم رفتیم کتابامو بفروشیم بعدم اومدم خونه تو!
حالا کجا بوده؟
باز هم بماند...
بعدترشم فهمیدم ک دیروز با کیمیا و دوستاش پل خواجو بودم بدون اینکه روحم خبر داشته باشه!دی
تازه فهمیدم ک از اسمم هم سواستفاده میشه!
دو تا از دوستام اومده بودن خونم
داشتن خاطرات پاک شونو مرور میکردن
گفتن ما با فلان پسر دوست شدیم
و قرار گذاشتیم
و اسممون رو هم لو ندادیم و اسم تو رو گفتیم!
من از این تریبون اعلام میکنم هرکی گفت اسمم آرامه
یا با آرام فلان جا هستم باور نکنید
تکذیب میکنم
دروغ محض است
:)
....
اعلامیه ام تمام شد
حالا میتونید ب ادامه زندگی تون بپردازید
...
فرزندانم عشق و حال کنید اما...
ینی اینقدری ک من دیکاپریو و هیث لجر رو دوس دارم
اونام منو دوس دارن؟؟
فرزین رنجبر باعث شده توقعم از پادکست خیلی بره بالا
4تا پادکست جدید رفتم گوش کنم
نتونسم
نتونسم با گوینده ارتباط برقرار کنم
گوشام میخوان همه پادکستا رو با صدای فرزین بشنون
خب ب حول و قوه الهی رمز آمارگیرمم فراموش کردم
بعد از چندهفته یادم اومده آمارگیر دارم مثلا
اومدم سر بزنم ک دیدم یادم نیس
اصن این چیزا ب ما نیمده
یه چیز دیگم ک رو مخمه
اینه ک وقتی یکی داره باهام حرف میزنه
یا میخواد یه ماجرایی رو واسم تعریف کنه
هی بهم دست بزنه
بابا!
دارم گوش میدم
این دست و پا زدنات جیه؟؟؟
خیلی زشته
احساس میکنم ب حریمم تجاوز میشه
هی با دستاشون بهم میزنن
نمونه بارزش فاطی و صغری
فاطی با دست
صغری با پاش:|
خیلیای دیگم اینجوری هستن
ولی کمتر...
الان ک بهش فکر میکنم
میبینم چقد تنها بودم ک خودم ب خودم املا میگفتم!
+خودم جان!
بیا بغلم:|
یه سری از آدما ک خیلی رو مخمن
اونان ک عکس پروفایل و استوری شون شر و وره
مهرطلبا
مثلا طرف نوشته
"زیاد باشی زیادی میشی
آدما گرگن
آدما فلانن
زمان آدمها رو بهت میشناسونه
و خدایی ک بشدت کافی ست و...."
جمع کنید بابا
جرات رو در رو حرف زدن ندارین
همش میخواین با این کاراتون ب هم تیکه بندازین
90درصد استوریا رو باز نمیکنم
چون همین چرت و پرتاس
یه مشت آدم ک پرن از حرف
و تنها کاری ک بلدن اینه ک با پروف و بیو یا استاتوس شون طعنه بزنن
رو مخااااا
:|
تغییری ک نسبت ب قبلنام کردم
اینه ک رقیق شدم
قبلنام سنگدل نبودم اما درد داشتن آدما واسم عادی تر جلوه میکرد
الان نمیتونم اونجوری باشم
حتی اگه اون آدمو نشناسم
و غریبه باشه
از صدای خنده های چندتا جوون توی صفه خوشحال شدم
و از اون راننده ی ماشین ک تابلو بود ناراحته دلم گرفت
...
از چارشنبه تاحالا خونه ر.ن ام
دوتایی خودمونو قرنطینه کردیم
و همش این مدت درحال حرف زدن بودیم
حالا ک هرکدوم رفتیم توی یه اتاق خوابیدیم
گوشیو برداشتیم داریم باهم چت میکنیم
کی ب اندازه ما قابلیت این حجم از
حرررررف زدن رو داره عایا؟!؟
چند روزه ک مریضم و خودمو قرنطینه کردم
امروز رفتم تست دادم
بعد از کارشناس تعاون مون سوال کردم
بیمه هزینه آزمایشمو تقبل میکنه؟
میگه جواب تستت چیه؟
میگم هنوز نیومده
میگه اگه مثبت باشه بیمه پولشو میده
اگه منفی باشه نمیده
من موندم فلسفه این قانون مسخره شون چیه؟:|