یک ساعتی میشه که از مرکز مشاوره اومدم بیرون
و توی این یه ساعت به شدت محو و مات هستم
یادم نمیاد آخرین بار کی اینجوری مبهوت شده باشم...
از جلسه که زدیم بیرون
آقای ... اومد بهم ابراز علاقه کرد
و حال بدم برای اینه که متاهل هست
پدر دو تا بچه هست
و اومد گفت خیلی وقته دوستت دارم و بهت کشش دارم
باورم نمیشه
چه جوری این مدت نفهمیدم ک بهم کشش داره
حالم خیلی بده
بد بد بد
بیچاره زنش
دو تا بچههاش
اه اه اه
خاک تو سرت دنیااااا
دیگه نمیخوام هیچ جا ببینمش
حس بدی دارم
...
بهش میگم فلانی تو زن و بچه داری چه جوری از یکی دیگه خوشت میاد؟؟؟؟
خیلی خونسرد میگه فکر نمیکنم چیز عجیبی باشه که ازت خوشم بیاد
...
در نطفه خفهاش کردم
..
الان اصلا دلم نمیخواد یه روانشناس باشم
و نگاه آسیب شناسانه به خیانت داشته باشم
میخوام یه آدم معمولی باشم که حالش از طرف بهم میخوره
...
از اون حرفاست که باید به یکی بگم تا خالی بشم
از طرفی نمیخوامم بگم که کسی درموردش فکر بد نکنه
چون یکی از بهترین و معروفترین مشاورای اصفهانه
و با وزارتخونه در ارتباطه